برای نجات کسب و کار در شرایط بحران جنگ چه باید کرد؟

در شرایط اقتصادی فعلی،خیلی از کسب و کارهابخاطر تحریم یا تورم از بین نمی روند بلکه بخاطر« تصمیم اشتباه مدیرشان» ازبین می روند.

اگر شما هم به دلیل کسری نقدینگی و عدم وصول برخی از مطالبات تصمیم گرفته اید حجم فروش نقدی را با تخفیف زیادتر بالاببرید؛ همینجا دست نگه دارید .

این مقاله با هدف معرفی ۶ اشتباه مدیران در شرایط فعلی نوشته شده که میتواند در نجات کسب و کارتان مفید باشد .

مدت زمان مطالعه ۷ دقیقه 

۶ اشتباه از صاحبین کسب و کار در بحران جنگ

🔹 اشتباه اول

اجازه بدهید امروز یک واقعیت تلخ را بگویم.
در شرایط اقتصادی فعلی،خیلی از کسب‌وکارها به خاطر تحریم یا تورم از بین نمی‌روند.
به خاطر «تصمیم اشتباه مدیرشان» از بین می‌روند.

در این چند روز اخیر،
وقتی با مدیران مختلف صحبت می‌کنم،
یک خطای مشترک را زیاد می‌بینم.
وقتی از مدیران میپرسیدم برنامه تان برای بعد از تعطیلات چیه ؟ اغلب میگفتند که به دلیل کسری نقدینگی و عدم وصول برخی از مطالبات باید حجم فروش نقدی رو با تخفیف زیادتر هم که شده بالا ببرم !!!

👈🏻یعنی مدیران اولین تصمیمشان این است:
تخفیف بدهیم، اما تخفیف دادن،
در بسیاری از کسب‌وکارها، اولین قدم به سمت سقوط سودآوری است.

چرا؟
چون اکثر مدیران قبل از تخفیف دادن،
یک سؤال ساده از خودشان نمی‌پرسند:
حاشیه سودِ «واقعی» ما چقدر است؟

خیلی از کسب‌وکارها
اصلاً نمی‌دانند سود «واقعی‌»شان چقدر است.
وقتی بازار سخت می‌شود،
با تخفیف دادن فکر می‌کنند فروش را نجات می‌دهند.

اما در واقع،
دارند سود خودشان را نابود می‌کنند.
و وقتی سود از بین برود،
کسب‌وکار فقط یک مدت کوتاه دوام می‌آورد.

به همین دلیل می‌گویم:
در بازار متلاطم، همه فروش بیشتر به معنای کسب‌وکار سالم نیست.

👈🏻گاهی فروش بیشتر،فقط سرعت ورشکستگی را زیاد می‌کند.

🔹اشتباه دوم 

امروز می‌خوایم درباره اشتباهی که بسیاری از کسب‌وکارها را در زمان بحران زمین می‌زند، صحبت کنیم .
آن هم یک تصمیم ساده است:
ایجاد تعهدات بزرگ در زمان نااطمینانی.

👈🏻مدیر در ذهنش میگوید :
دفتر بزرگ‌تر بگیریم.
نیرو اضافه کنیم.
یا یک هزینه ثابت جدید ایجاد کنیم
تا کسب‌وکار رشد کند.

در شرایط عادی،
این تصمیم‌ها می‌تواند نشانه رشد باشد.
اما در اقتصاد متلاطم،
همین تصمیم‌ها می‌تواند تبدیل شود به
زنجیری که کسب‌وکار را خفه می‌کند.

چرا؟
چون در بحران،
مشکل اصلی معمولاً کمبود مشتری نیست.
مشکل اصلی،
کمبود نقدینگی است.

وقتی تعهدات ثابت زیاد شود،
کوچک‌ترین افت فروش
می‌تواند کل کسب‌وکار را تحت فشار بگذارد.
به همین دلیل یک اصل مهم مدیریتی وجود دارد:

در زمان نااطمینانی،
اولین وظیفه مدیر
بزرگ کردن کسب‌وکار نیست.
کوچک نگه داشتن ریسک است.

👈🏻بسیاری از کسب‌وکارها
به خاطر کم بودن فروش از بین نمی‌روند.
به خاطر تعهدات بزرگی از بین می‌روند
که در زمان خوش‌بینی ایجاد کرده‌اند.

🔷 اشتباه سوم

امروز به یکی از خطرناک‌ترین اشتباهات مدیریتی می‌رسیم.
مدیری که در بحران،
«قدرت تصمیم‌گیری‌اش» را از دست می‌دهد.
در شرایط عادی،
مدیران معمولاً تصمیم می‌گیرند و کسب‌وکار جلو می‌رود.

اما وقتی بازار متلاطم می‌شود،
بعضی مدیران وارد یک حالت خطرناک می‌شوند.هر روز یک تصمیم جدید.

امروز می‌گویند قیمت را بالا ببریم.
فردا می‌گویند تخفیف بدهیم.
امروز می‌گویند تولید را زیاد کنیم.
فردا می‌گویند تولید را کم کنیم.
یا اینکه برای کاهش هزینه ها ، فضا راکوچکتر میکنم تا اجاره ی کمتری بدهم ، فردا پشیمان میشود

نتیجه چه می‌شود؟
👈🏻کلا دچار سردرگمی می‌شود.

فروش نمی‌داند چه سیاستی دارد.
تولید نمی‌داند چه برنامه‌ای دارد.
کارکنان نمی‌دانند آینده چیست.
در چنین شرایطی،مشکل اصلی دیگر بازار نیست.مشکل اصلی، «بی‌ثباتی مدیریتی» است.

یکی از مهم‌ترین وظایف مدیر در بحران این است:
👈🏻«ایجاد ثبات در تصمیم‌ها»

شاید تصمیم سخت باشد.
شاید تصمیم پرریسک باشد.
اما برای یک کسب‌وکار،
هیچ چیز خطرناک‌تر از مدیری نیست
که هر روز تصمیمش را عوض می‌کند.

🔷اشتباه چهارم
مدیری که در بحران،
خودش تبدیل به کارمند کسب‌وکار می‌شود.

وقتی بازار سخت می‌شود،
بعضی مدیران فکر می‌کنند باید بیشتر کار کنند، بیشتر در فروش دخالت می‌کنند
بیشتر در تولید دخالت می‌کنند.
بیشتر در کارهای روزمره درگیر می‌شوند.

ظاهر این کار شبیه تلاش برای نجات کسب‌وکار است ، اما در واقع اتفاق خطرناک‌تری می‌افتد.

👈🏻مدیر به جای مدیریت،شروع می‌کند به کارمندی در نتیجه چه می‌شود؟
هیچ‌کس در سازمان دیگر مدیریت نمی‌کند.
چون تنها کسی که باید فکر کند، برنامه‌ریزی کند و تصمیم‌های بزرگ بگیرد
«درگیر کارهای روزمره شده است»

در بحران،
بزرگ‌ترین وظیفه مدیر
کار کردن بیشتر نیست.
«فکر کردن بهتر است» .

مدیری که تمام وقتش صرف عملیات می‌شود،
کم‌کم کنترل کسب‌وکارش را از دست می‌دهد.
و این دقیقاً همان جایی است که بسیاری از کسب‌وکارها در بحران آسیب می‌بینند.

به اشتباهی می‌رسیم
که ریشه بسیاری از خطاهای مدیریتی است.

🔷اشتباه پنجم
خطایی که از «*غریزه*» مدیر می‌آید، نه از «*عقل*»
👈*مدیریت بر اساس ترس*، به جای *مدیریت بر اساس داده*.

وقتی صدای اخبار جنگ بلند می‌شود،
وقتی قیمت ارز جهش می‌کند،
وقتی هرجا میروی در مورد جنگ صحبت میشود
وقتی همه رسانه ها فقط و فقط اخبار و تحلیلهای جنگی را ضوشش میدهند
اولین چیزی که در مدیران از کار می‌افتد، بخش “تحلیل داده‌هاست”

مدیران شروع می‌کنند به تصمیم‌گیری بر اساس شنیده‌ها.
«شنیدم بازار قراره بسته بشه.»
«شنیدم فلان رقیب داره جمع می‌کنه.»
«شنیدم تامین کننده ها جنس نمیفروشن.»
«شنیدم حجم چک برگشتی مشتری ها خیلی زیاد شده .»
و ….
*ترس، یک مشاور دروغگوست.*

مدیری که بر اساس ترس تصمیم می‌گیرد،
بی‌دلیل انبارش را خالی می‌کند،
یا بی‌دلیل تمام هزینه‌های بازاریابی‌اش را صفر می‌کند.
در حالی که مدیریت در بحران،
بیش از هر زمان دیگری به *اعداد* نیاز دارد.

در این شرایط، شما نباید به اخبار نگاه کنید؛
شاید باید به CRM، به تراز مالی و به جریان نقدینگی‌تان نگاه کنید.
واقعیت کسب‌وکار شما در *اعداد* است، نه در تیتر اخبار.

(کسایی که تا انتها خوندید ،یک ایموجی قلب قرمز بزارید تا بدونیم چند نفر اهل مطالعه دقیق هستند )

اشتباه پنجم یعنی اجازه بدهید «*احساسات عمومی*» ، جایگزین «*تحلیل اختصاصی*» شما شود.
این مقاله در حال به روزرسانی است .

جایی که یکباره می‌تواند تمام زحمات شما را نابود شود.